loading...

اینجا ح جیمی مینویسد !

مینویسم از روزهایم...

بازدید : 245
پنجشنبه 14 اسفند 1398 زمان : 0:59

خب ظاهرا عملیات تغییر رشته ام با موفقیت انجام شد.فقط چون دانشگاه تعطیله واحدای عمومی رو هنوز تطبیق ندادم.دیروز تا نت رو روشن کردم دیدم توسط یکی از استادها توی یه گروه واتساپ عضو شدم که قرار شده یه ساعت و یه روز مشخص بشه که آنلاین تدریس کنه.ولی هنوز معلوم نیست!هیچکدوم از بچه‌های گروه که به احتمال زیاد همکلاسی‌های جدیدم هستن رو نمیشناسم،کلی دانشجو جدید و آدمای جدید،کلی شوق و ذوق دارم.آخرین روزی که میخواستم از "سین" خدافظی کنم چون دیگه با هم همکلاس نبودیم خب صمیمیتمون هم قاعدتا کمتر میشد گفتم دلم خیلی واست تنگ میشه،از اونجایی که یه آدمِ کاملا سرخوش و بیخیاله و هیچی واسش مهم نیست گفت بیخیال بابا انقدر آدمای جدید میان تو زندگی و میرن که یه مُدت که بگذره دیگه اصن منو یادتم نمیاد.شاید حرفش دُرُست بود،همیشه به بیخیال بودنش،به این که همه چیز واسش خنده داره و واسش مهم نیست،چیزی رو جدی نمیگیره غبطه میخورم.توی هیچ موردی اذیت نمیشه حتی بدترین اتفاق‌ها یا اذیت شدنش به حداقل ترین شکلِ ممکنه خدا رو شکر ! ولی با همه‌ی اینها احساس میکنم بهترین کار رو کردم که به قیمت همکلاس بودن با "سین" و یه سِری چیزای دیگه این رشته رو ادامه ندادم و همون ترم اول تصمیم گرفتم لِفت بدم.اگه حتی یه ترم دیگه ادامه داده بودم شاید با خودم میگفتم کلی واحد پاس کردم،یه سال الکی هدر رفت،اون موقع شاید تغییرش نمیدادم.ولی الان از اینکه زود دست به کار شدم و برای اولین بار تحت تاثیر حرف‌های کسی قرار نگرفتم احساس بهتری دارم.باشد که در بقیه‌ی موارد هم همیشه خودم واسه خودم تصمیم بگیرم و به این ریتم عادت کنم.فکر کنم بخاطر کرونا آموزشگاه رانندگی رو هم تعطیل کردن،میخواستم دوباره واسه امتحانِ شهری ثبت نام کنم،احتمالا تا اطلاع ثانوی عقب افتاده.

Little aunt's wedding with a loved one
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 1

آمار سایت
  • کل مطالب : 20
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 5
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 95
  • بازدید کننده امروز : 95
  • باردید دیروز : 13
  • بازدید کننده دیروز : 14
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 314
  • بازدید ماه : 211
  • بازدید سال : 2062
  • بازدید کلی : 21690
  • کدهای اختصاصی